تبلیغات
ورزشی
 
ورزشی
زگهواره تاگور ورزش بكن
شنبه 8 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد حسن زاده

جوک جدید

وآنگاه که زائران خانه خدا به جایگاه شیطان سنگ میزدند شیطان پنجره را بازکرد وگفت: پنجره دن داش گلی آی بری باخ بری باخ!!!!

فرستنده : Parsa

 

به فری خوشحال میگن درد عشق بدتره یا درد دندون میگه: هنوز تو اتوبوس ریدنت نگرفته !

فرستنده : رضا

 

فری خوشحال باباش میمیره
سوم باباش خیلی شلوغ میشه به داداشش میگه اگر هفتمم اینقدر شلوغ باشه بلال بیاریم بفروشیم !

فرستنده : 09394xxx136 - امین

 

گرگعلی اسهال داشت خجالت میکشید به دکتر بگه
گفت آقای دکتر آبریزش دارم !
دکتر گفت : بینی ؟
حیف نون : نه قینی !

فرستنده : Salar

 

پیام گیر تلفن كرمانی ها:
مشترك مورد نظر نیسه.نه كه نیسه،هسه،دم دس نیسه

 

به یارو می گن نظرت راجع به گرون شدن بنزین چیه؟ طرف می گه برای ما که فرقی نمی کنه ما همون 2000 تومن بنزین رو می زنیم!!!

فرستنده : Amir

 

غضنفر سر سفره داد می زده می گفته: بربری بدین! بربری بدین!
بهش میگن چی شده؟ ، میگه: آب تو گلوم گیر کرده

فرستنده : شیدا

 

غضنفر تو مسابقه بیست سوالی شركت میكنه، قبلش بهش میگن جواب بیسكویته. ولی تو همون اول نگو! اولش یه چند تا سوال كن كه ضایع نشه.
غضنفر میگه باشه و میره تو مسابقه، میپرسه: آقا، یك كویته؟! یارو میگه: نه. میگه: دوكویته؟ همینجوری میگه تا میرسه به نوزده كویت! یارو میگه: من یه راهنمایی بهتون میكنم، با چایی هم میخورنش.
غضنفر میگه: آاااهان پس بگو، ‌قنده؟

فرستنده : Ramin

 

تابلو هلال احمر رو به غضنفر نشون میدن میگن معنی این تو جاده چیه؟ میگه به ماه مبارک رمضان نزدیک میشوی !

فرستنده : 09393xxx229

 

به غضنفرمیگن چرا زنبورها گل میخورن؟ میگه خوب حتما دروازه بانیشون خوب نیست!

 

غضنفر دكتر میشه بعد به مریضش دو تا قرص میده میگه یكیشو یه ربع قبل از خواب بخور یكیشم یک ربع قبل از بیداری!

 

غضنفر می ره امتحان رانندگی، افسر بهش می گه حركت كن.
غضنفرمی زنه دنده عقب!
افسر میپرسه چرا دنده عقب می ری؟
می گه می خوام خیز بگیرم!

فرستنده : شیدا

 

حیف نون میره دزدی چیز به درد بخور پیدا نمی کنه ، از لجش مشق بچه صاحب خانه را خط خطی می کنه !

فرستنده : Farzad

 

مش غلام تو عروسی میبینه همه موبایل دارند, یك كاغذ لوله میكنه می بنده به كمرش. یكی بهش میگه این چیه؟
نگاه میكنه میگه: وااااااااااای انگار واسم فكس اومده !

 

به جاسم میگن نظرت در مورد ازدواج چیه ؟
میگه : به نظر من ازدواج باید فامیلی باشه. میگن چرا ؟
میگه : چون تمام خانواده ما ازدواج فامیلی كردند. مثلا داییم زن داییمو گرفته، عموم زن عمومو گرفته ...





نوع مطلب : مطالب طنز، 
برچسب ها :
شنبه 8 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد حسن زاده
کاملترین تاریخچه لیورپول

نام کامل:باشگاه فوتبال لیورپول
لقب ها:قرمزها (به انگلیسی: The Reds)، لکلک ها
بنیانگذاری:۱۸۹۲ توسط جان هولدینگ
ورزشگاه:آنفیلد
گنجایش:۴۵٬۳۶۲
مدیرعامل:جان دابلیو. هنری ، تام وارنر
کشور : انگلستان
لیگ:لیگ برتر انگلستان

باشگاه فوتبال لیورپول، باشگاه فوتبال حرفه‌ای است که مرکز آن در لیورپول انگلستان مستقر است. این باشگاه در لیگ برتر این کشور حضور دارد و بیش از هر باشگاه دیگر انگلیسی افتخارات کسب کرده است. لیورپول با بطور مشترک هجده بار عنوان قهرمانی در (بالاترین سطح) لیگ،[۱] هفت جام حذفی، هفت جام اتحادیه و پنج جام قهرمانی باشگاه‌های اروپا که رکوردی برای یک باشگاه انگلیسی محسوب می شود، کسب کرده است.

این باشگاه در سال ۱۸۹۲ تأسیس گردید و به سرعت در فوتبال انگلستان به تیم قدرتمندی بدل شد که بین سال‌های ۱۹۰۰ و ۱۹۴۷، پنج بار قهرمان لیگ شد. با این وجود، لیورپول طی اواخر دهه ۱۹۵۰ میلادی هفت سال را در لیگ دسته دوم سپری کرد و تا سال ۱۹۵۹ که بیل شنکلی به مربیگری این تیم منصوب شد نتوانست به دسته بالاتر صعود کند. بازیکنان تیم در زمین به طور سنتی پیراهنهای سفید و قرمز می پوشیدند اما در دهه ۱۹۶۰ لباس تیم کاملاً قرمز رنگ شد.

تحت مدیریت بیل شنکلی، لیورپول سه جام قهرمانی در لیگ، دو جام حذفی و یک جام یوفا، که اولین جام اروپایی تاریخ باشگاه محسوب می شد، بدست آورد. طی ۳۰ سال گذشته لیورپول یکی از موفق‌ترین باشگاه‌های فوتبال در سطح انگلستان و اروپا بوده است. آنها بین سال‌های ۱۹۷۷ و ۱۹۸۴ چهار بار به مقام قهرمانی باشگاههای اروپا دست یافته اند. باشگاه طی دهه ۱۹۹۰ دچار افت شد اما با کسب سه جام قهرمانی در سال ۲۰۰۱ و پنجمین جام قهرمانی باشگاه‌های اروپا دوباره مطرح گردید.

فاجعه ورزشگاه هیسل نام باشگاه را در اروپا کمی بدنام کرد چرا که در آن حادثه ۳۹ هوادار یوونتوسی به دنبال فرار از دست هواداران لیورپولی کشته شدند. چهار سال دیگر باشگاه فاجعه دیگری را تجربه کرد. در فاجعه هیلزبورو ۹۶ هوادار لیورپول تحت فشار هجوم تماشاگران بین حصار ورزشگاه کشته شدند. به یاد قربانیان جان باختگان حادثه هیلزبورو دو شعله فروزان به علامت باشگاه اضافه شد. هر دو فاجعه اثرات و واکنش‌های وسیعی بر فوتبال انگلستان و اروپا و خود باشگاه تا به امروز در پی داشت.

باشگاه فوتبال لیورپول از زمان تشکیل آن در ورزشگاه آنفیلد بازی کرده است اما برنامه‌هایی در دست است که ورزشگاه جدیدی در استنلی پارک ساخته شود که قرار بود تا سال ۲۰۱۱ ساخته شود اما به دلیل شرایط نامساعد اقتصادی ساخت آن به تعویق افتاده است. لیورپول پایگاه هواداری بزرگ و وسیعی در سراسر جهان دارد که در مقابل چند باشگاه دیگر رقابت قدیمی دارد. لیورپول شدیدترین رقابت‌ها را با باشگاههای فوتبال منچستر یونایتد و اورتون، که معمولاً با این تیم دربی مرزی ساید را برگزار می کند، دارد.

تاریخچه:

در سال ۱۸۸۸ لیگ فوتبال انگلستان راه اندازی شد و آنفیلد یکی از ورزشگاه‌های اصلی درلیگ به شمار می‌رفت. در روز شنبه، ۸ سپتامبر ۱۸۸۸ ورزشگاه آنفیلد به افرادی که برای تماشای مسابقه آمده بودند خوش آمد می‌گفت، در واقع آن روزها این ورزشگاه پذیرای رقیبان قرمزها نبود بلکه این اورتونی‌ها بودند که به عنوان اولین تیم شهر در این ورزشگاه خود نمایی می‌کردند. اورتونی‌ها که آن موقع لباس‌های چهار خانه‌ای آبی و سفید می‌پوشیدند با قهرمانی در لیگ انگلستان در سال ۱۸۹۱ نامی برای خود در آنفیلد دست و پا کردند، تیم وجود خود را مدیون یک کشیش قابل احترام در کلیسای سنت دومینگو و جان هولدینگ می‌دانست با این حال جان هولدینگ که رویاهای زیادی را برای پیشرفت فوتبال شهر در سر می‌پروراند، بعدها که شهردار لیورپول شد، باشگاه فوتبال لیورپول را راه اندازی کرد. ابتدا جوان‌هایی که با شور و علاقه‌ای خاص دراستنلی پارک فوتبال بازی می‌کردند، تیمی آماتور به کمک بعضی از اعضای کلیسای سنت دومینگو نام سنت دومینگو را تشکیل دادند که دقیقاً یک سال بعد به اورتون تغییر نام یافت. بازیکنان سنت دومینگو همدیگر را در کلیسای مذبور ملاقات نمی‌کردند بلکه آنها معمولاً در هتل کوئینزهد واقع در خیابان ویلیج در همسایگی مکانی به این اسم Ye Anciente Everton Toffee House گرد هم می‌آمدند که همین باعث شد آن‌ها را تافی ها صدا بزنند که این لقب برای آن‌ها جاودانه ماند. اورتونی‌ها ابتدا در یک مکان محدود بازی می‌کردند که بعد در یک محل سر سبز بین جاده آنفیلد و جاده والتون برک مستقر شدند. تیم به کمک راهنمایی‌های زیرکانه جان هولدینگ از نظر مالی پیشرفت کرد و به موفقیت رسید. جان هولدینگ که کارش تجارت آبجوی معروف انگلیسی به نام ALE بود در آن موقع عضو انجمن شورای شهر لیورپول بود که بعدها به سمت شهرداری رسید. با این وجود چهره او بزرگترین فراموش شده این شهر شد هر چند که لوحی برنزین در بیرون از ورزشگاه آنفیلد و نیز تمثیلی از وی در موزه باشگاه لیورپول خاطرات وی را حفظ نموده‌است. برای مردی که باشگاه اورتون را توسعه داد و بعدها موسس باشگاه لیورپول شد جای شگفتی دارد که زیاد در خاطره‌ها نباشد هر چند نشانه‌هایی در مهمان خانه ساندن در گوشه‌ای از خیابان کوتاه گولدینگ جایی که جان به عنوان سلطان اورتون معروف بود از وی هست. در این مهمانخانه که متعلق به جان بود، وی اجازه می‌داد که اعضای باشگاه اورتون همدیگر را ملاقات و از سالن بولینگ آن به عنوان اتاق لباس بازیکان استفاده کنند و این همان جایی است که هم اورتونی‌ها و بعد لیورپولی‌ها برای نخستین بار عکس یادگاری گرفتند. جای سوال دارد که آیا اورتون می‌توانست بدون کمک جان هولدینگ در سال ۱۸۸۸ عضو لیگ شود. او اورتون را در سال ۱۸۸۴ به آنفیلد آورد. آن‌ها قبلاَ زمین کوچکی واقع در خیابان پریووری در شمال استنلی پارک را اجاره کرده بودند. اما زیاد مورد استقبال جمعیت آن جا نشدند. بنابراین هولدینگ پیش دوستش اررل رفت که صاحب یک مکان در خیابان آنفیلد بود و اررل متقاعد شد زمین را در اختیار هولئینگ بگذارد. جان هم این زمین را به باشگاه اجاره کرد و این همان آنفیلد بزرگ است که تا سال ۱۸۹۲ اورتون در این مکان بازی می‌کرد. اجاره این زمین برای مسئولان باشگاه سخت گران تمام شد و همین باعث بوجود آمدن اختلافاتی بین اورتونی‌ها و هولدینگ شد از طرفی هولدینگ هم تمایل شدیدی برای فروش محصولاتش در زمین داشت و از این طریق سود فراوانی بدست می‌آورد اما هنوز این جان بود که به باشگاه کمک‌های مالی برای خرید بازیکن و بازسازی زمین می‌کرد. کشمکش ودرگیری بر سر این که یک باشگاه چگونه اداره و مدیریت شود در سال ۱۸۹۱ پیش آمد و در همین سال اجاره آنفیلد هم بالا رفت. باشگاه اورتون که در سال ۱۸۸۴، صد پوند می‌پرداخت در سال ۱۸۹۱ می‌بایست ۲۵۰ پوند به هولدینگ بپردازد. هولدینگ نظریه‌های هوشمندانه و کارگر خود را در این مورد ارائه داد. در ۱۵ سپتامبر ۱۸۹۱ به همین منظور با مسئولان باشگاه اورتون به مذاکره نشست. هولدینگ می‌گفت که اورتون باید آنفیلد و زمین‌های اطرافش را بخرد این طوری از شر اجاره آن راحت می‌شود اما قیمت به نظر بالا می‌رسید و مسئولان گفتند نه. در اکتبر همان سال اکثر مسئولان و بازیکنان اورتون دست به اعتصاب زدند و از تیم خارج شدند. این مشکل باعث شد که هولدینگ هیچ سودی در این مورد عایدش نشود و با خروج بعضی از اعضای باشگاه نقشه اش این بود که آنفیلد و زمین‌های مجاورش را بفروشد. به عقیده او از این طریق می‌توانست پاداش ۹ سال خدمت به باشگاه را که یک ریسک بزرگ در طی این مدت برای او بود دریافت کند. هولدینگ به اورتون وام آزاد داد و متذکر شد که باشگاه نیز کار درآمدزایی خود را دنبال کند. اما او نقشه‌های دیگری داشت او می‌خواست که تیم، زمین را بخرد و توانایی پرداخت بدهی‌هایش را داشته باشد. متأسفانه بیشتر اعضای تیم اورتون ایده هولدینگ را نپذیرفتند و به شدت عکس العمل نشان دادند و این کار باعث شد که هولدینگ سخت ناراحت شود به همین خاطر در یادداشتی برای مسئولان اورتون نوشت اصلاً نمی‌فهمم که با یک نفر که تمام سرمایه خود را روی یک تیم باشگاه فوتبال و مسئولانش گذاشته چنین رفتار شود. بنابراین جدایی رسمی اورتون و هولدینگ در ۱۲ مارس سال ۱۸۹۲ روی داد. در جلسه جدایی، یکی از اعضای اورتون به نام جان ماهون که جلسه را رهبری می‌کرد هنگامی که جان هولدینگ به طور غیر منتطره‌ای دگرگون شده می‌دید، بلند شد که به او صندلی بدهد و در واقع او را سر جای خود بنشاند اما با طرفداران هولدینگ روبه رو شد در همین حال جان هولدینگ جمله معروفی را بر زبان آورد: من اینجا هستم در یک محاکمه و یک جنایتکار نمی‌تواند صندلی را از من بگیرد. سپس با ۱۸-۱۹ نفر از اعضای تیم (که بیشتر بازیکنان بودند) جلسه را ترک کرد. در ۱۵ مارس همان سال در خانه هولدینگ، جان و عده‌ای از دوستانش که باشگاه فوتبال اورتون را ترک کرده بودند باشگاه جدیدی را بوجود آوردند. ویلیام ای. بارسلی یکی از دوستداران پر و پا قرص فوتبال پیشنهاد داد که اسم تیم جدید را لیورپول بگذارند. بارسلی یکی از دبیران باشگاه اورتون بود که به عنوان اولین دبیر لیورپول گماشته شد پیشنهاد او هولدینگ را سخت متعجب کرد زیرا هولدینگ می‌خواست که یک اورتون جدید را شکل دهی کند و به همین منظور برای نام نویسی باشگاه جدید به لندن رفت و نام باشگاه فوتبال اورتون و اتلتیک کمپانی گروندز را ثبت کرد که بعداً در تاریخ ۴ فوریه ۱۸۹۲ انجمن فوتبال در لندن این اسم را بدلیل هم نامی با باشگاه قبلی رد کرد و یادآور شد که دو باشگاه نمی‌توانند با یک نام مشابه در لیگ بازی کنند. در زمان مشابه گروهی از هواداران متعصب اورتون که در بین آن‌ها گروهی از ارگان‌های کلیسای سنت دومینگو هم بودند زمینی را در شمال استنلی پارک خریدند که به آن گودیسون می‌گفتند تیم اورتون از آن تاریخ آنفیلد را ترک کرد و در آن جا مستقر شد و گولدینگ با یک زمین خالی در آنفیلد تنها ماند که تیم جدیدش از این به بعد در آن زمین بازی می‌کرد. تیم جدید آن روزها همواره مورد تحقیر اورتونی‌ها قرار می‌گرفت و اورتونی‌ها به آن لقب دشمن را دادند. هولدینگ در کنار جان مک کنا و همینطور بارسلی تیم را اداره می‌کرد که اکثر کارهای باشگاه توسط کان مک کنا صورت می‌گرفت. مک کنا بعدها ریاست باشگاه فوتبال لیورپول را بر عهده گرفت و در سال ۱۹۰۵ عضو انجمن لیگ انگلیس شد و در سال ۱۹۱۰ بود که ریاست لیگ فوتبال انگلیس را برعهده گرفت. اقدامات وی باعث پیشرفت فوتبال در جزیره شد. تیم جدید در سال ۱۸۹۴ رنگ قرمز را برای پیراهن‌های خود انتخاب کردند و در سال ۱۹۰۱ نیز آرم معروف لک لک را که نماد شهر بود به سینه زدند که از این رو به لک لک‌ها معروف شدند. در سال ۱۸۹۲ در خواست آن‌ها برای پیوستن به لیگ اول انگلستان رد شد وآن‌ها می‌بایست در لیگ لانکاس شایر بازی می‌کردند.


جان مک کنا که خود یک اسکاتلندی بود با آوردن هشت بازیکن حرفه‌ای اسکاتلندی تیم را متحول کرد. در اول سپتامبر سال ۱۸۹۲ بود که آنها اولین بازی دوستانه خود را در مقابل روترهام در ورزشگاه آنفیلد انجام دادند. در زمانی مشابه اورتون نیز در گودیسون پارک مسابقه داشت. حالا برای مردم شهر لیورپول جای سوال بود که کدام یک از این تیم‌ها را می‌بایست تشویق کنند. رئیس باشگاه لیورپول به روزنامه‌ها گفته بود که هیچ بازی را نمی‌توانید به این زیبایی از اورتون بببینید. لیورپول ۷۔۱ بازی را برد و این پیامی از طرف لیورپولی‌ها برای همشهری‌های خود بود. البته روزنامه‌ها تنها توانسته بودند ۱۰۰ نفر از مردم را متقاعد کنند که بازی لیورپول را ببینند. حدود ۱۰۰۰۰ نفر از مردم به گودیسون پارک رفته بودند و با این کار تیم جدید شهر تحقیر شد.

۳ سپتامبر ۱۸۹۲ لیورپول اولین مسابقه رسمی خود را در لیگ لانکاس شایر مقابل هایر والتون تحت مربیگری جان مک کنا انجام داد اما این بار هم چند ۱۰۰ نفر از مردم شهر برای دیدن بازی آمده بودند بازی چند ساعتی بدلیل تأخیر مهمان عقب افتاد اما تیم جدید موفق شد که با نتیجه سنگین ۸۔۰ هایر والتون را شکست بدهند و اولین جرقه‌ای بود که لیورپول بی ادعا و محجوب، خود را از لیگ منطقه‌ای بالا بکشد و این برای تیمی که تنها ۱۲ ماه از تأسیس آن می‌گذشت یک شروع ایده آل و رویایی بود. این مسئله سخت اورتون را ناراحت می‌کرد.[۳] باشگاه فوتبال لیورپول با پیروزی‌های موفقیت آمیز در لیگ لانکاس شایر شروع رویایی را در تاریخ خود رقم زد و به عنوان تیمی شکست ناپذیر به سایر تیم‌ها معرفی شد که سرانجام در پایان همان لیگ در مقابل نیوتن هیس(منچستر یونایتد) به برتری رسیدند و قهرمان شدند و جواز حضور در لیگ اول انگلستان را بدست آورد. جان مکنا با رهبری‌های هوشمندانه خود تیم را به سوی موفقیت پیش می‌برد بنابراین هواداران به او لقب وفادار را دادند. اما در لیگ اول انگلستان تیم در انتهای جدول قرار گرفت و سقوط کرد.


ولی با یک روحیه قهرمانانه و محکم خود را دوباره به همان لیگ رسانید و در نهایت پس از هشت سال موفقیت‌های پی درپی سرانجام در لیگ اول انگلستان در سال ۱۹۰۱ به اولین قهرمانی خود رسید. بذر این موفقیت توسط تام واتسون افسانه‌ای در سال ۱۸۹۶ رقم خورد. تام واتسون مربی آن روزهای لیورپول بود تأثیری که او گذاشت به هیچ وجه فراموش نشدنی است.


بیست سال بعد یک دوره موفقیت آمیز دیگر برای لیورپول بود. در فصل‌های ۱۹۲۱-۱۹۲۲ و ۱۹۲۲-۱۹۲۳ آن‌ها بار دیگر قهرمان لیگ اول انگلستان شدند. از چهره‌های شاخص آن دوره الیشا اسکات دروازه‌بان تیم را می‌توان نام برد.


در اواخر دههٔ ۲۰ باشگاه فوتبال لیورپول دچار افت فاحشی شد، در حالی که رقیب دیرینه آن‌ها اورتون بهتر بازی می‌کرد. تیم در آن زمان نیاز به تقویت اساسی داشت. در سال ۱۹۲۴ تیم بازیکنان درجه یکی را در خود می‌دید که می‌توان به گوردون هاجسون اشاره کرد که برترین گلزن باشگاه فوتبال لیورپول در آن زمان به شمار می‌رفت تا این که در سال ۱۹۶۲ راجر هانت رکورد گل‌های او را شکست. هاجسون یکی از دو بازیکن آفریقای جنوبی بود که برای قرمزها بازی می‌کرد، دیگری بری نیوینهایس بود که در سال ۱۹۳۳ به تیم پیوست و تا سال ۱۹۴۳ در تیم باقی ماند.

در سال ۱۹۳۵ باشگاه فوتبال لیورپول با مت باسبی بازیکن وقت باشگاه فوتبال منچستر سیتی قرارداد بست که بیش از ۱۰۰ بازی برای لیورپول انجام داد، بعدها به او پیشنهاد مربیگری در آنفیلد داده شد اما او به باشگاه فوتبال منچستر یونایتد رفت.


در طول مدت جنگ جهانی دوم لیورپول پذیرای بازیکنانی نظیر بیل شنکلی و باب پیسلی بود. در زمان جنگ جهانی دوم بازیکنی به نام بیلی لیدل در سال ۱۹۳۸ در باشگاه ظهور کرد که به سرعت محبوب هواداران گشت و به همین خاطر به او لقب لیدل پول دادند. در خط حمله آتشین قرمزها آلبرت استابین و بیلی لیدل و جک بلامر بازی می‌کردند که برای هر تیمی خطرناک بودند. تیم فصل ۱۹۴۶-۱۹۴۷ را باقهرمانی پشت سر گذاشت اما در فصل بعد در میان تعجب خیلی‌ها در میانه‌های جدول جای گرفت.


در سال ۱۹۵۰ لیورپول برای دومین بار به فینال مسابقه FA Cup رسید اما باز مثل فینال قبل با نتیجه ۰-۲ این بار به آرسنال در ویمبلی باخت که این شکست در خاطره هواداران باشگاه تا مدت زیادی باقی ماند و آن‌ها می‌بایست در حسرت اولین قهرمانی در این جام باقی می‌ماندند. در دهه ۵۰ لیورپول پرفروغ ظاهر نشد و نمایش بسیار ضعیفی داشت و همین باعث شد که در سال ۱۹۵۴ تیم به دسته پایین سقوط کند و مدت زیادی را در لیگ دوم انگلستان باقی بماند.


در سال ۱۹۶۲ دوباره به سطح اول فوتبال انگلیس برگشت. تیم در آن هنگام تحت رهبری بیل شنکلی برای موفقیت‌هایی که درسال‌های بعد انتظار آن را می‌کشید، آماده می‌شد. تیم در آن موقع شاهد حضور بازیکنی مهم به نام راجر هانت در خود بود. لیورپول در سال ۱۹۶۴ دوباره لیگ را فتح کرد و در سال ۱۹۶۵ اولین قهرمانی خود در FA CUP را جشن گرفت و همین طور قهرمانی لیگ در سال ۱۹۶۶ به افتخارات خود اضافه کرد. بازیکن طلایی آن زمان کوین کیگان بود. باشگاه فوتبال لیورپول با مربیگری بیل شنکلی و پرنده‌های آنفیلد همجنان در اوج، پرواز می‌کرد.

بیل شنکلی در دهه ۷۰ دست به ساختاری گسترده در تیم زد که نتیجه آن قهرمانی در سال ۱۹۷۳ در لیگ بود. در همان سال بود که لیورپول اولین جام اروپایی را بدست آورد. آن‌ها جام یوفا را بردند حال لیورپول بیش از پیش در اروپا شناخته شده تر به نظر می‌رسید. در آخرین سال حضور شنکلی در تیم، دومین قهرمانی در FA CUP از آن لیورپول شد. هواداران لیورپول هیچ گاه وی را از یاد نخواهند برد.


در سال ۱۹۷۴ باب پیسلی در باشگاه که قبلاً به عنوان کمک مربی در کنار بیلی شنکلی فعالیت می‌کرد، به سمت مربیگری رسید. در دوره مربیگری او لیورپول یکی از دوران پر فروغ خود را سپری می‌کرد. او تا سال ۱۹۸۳ مربی لیورپول بود که در این ۹ سال یکی از موفق‌ترین مربیان لیگ در انگلیس شناخته می‌شد که تنها در فصل اول حضور او در لیورپول، تیم بدون عنوان بود. اما او در سال ۱۹۷۶ لیورپول را به قهرمانی در لیگ انگلستان رساند. تیم تحت رهبری او توانست جام یوفا را برای بار دوم در همین سال از آن خود کند.

در سال ۱۹۷۷ تکرار قهرمانی در لیگ و فتح جام باشگاه‌های اروپا برای نخستین بار در تاریخ باشگاه رقم خورد و شهر لیورپول را غرق در شور و شادمانی کرد. در بازی فینال که در رم برگزار شد لیورپول با نتیجه ۱-۳ باشگاه فوتبال بورسیا مونشن گلادباخ را شکست داد و قهرمان شد. در این بازی کوین کیگان آخرین بازی خود را برای لیورپول انجام داد که بعد از آن کنی دالگلیش جای او را گرفت.

در سال ۱۹۷۸ لیورپول از عنوان قهرمانی خود در جام پاشگاه‌های اروپا دفاع کرد و برای دومین بار پیاپی جام را از آن خود کرد که در بازی فینال با تک گل کنی دالگلیش، باشگاه فوتبال اف ث بروژ را شکست داد و جام را در آنفیلد نگاه داشت.

در سال‌های ۱۹۷۹ و ۱۹۸۰ تیم به دو قهرمانی پیاپی در لیگ رسید. به طور کلی می‌توان گفت در دهه هفتاد انگلستان و اروپا، جولان گاه یکه تازی‌های باشگاه فوتبال لیورپول بودند. در سال ۱۹۸۱ تیم پیسلی برای سومین بار قهرمان اروپا شد و این بار رئال مادرید را با تنها گل آلن کندی مغلوب کرد و پادشاه اروپا شد. آن‌ها سه سال پشت سر هم در جام اتحادیه لیگ انگلیس قهرمان شدند. هم چنین دو بار پیاپی در سال‌های ۱۹۸۲ و ۱۹۸۳ به عنوان قهرمانی در لیگ اول انگلستان رسیدند. از ستارگان آن دوره یان راش بازیکن ولزی تیم بود. زمانی که باب پیسلی قصد بازنشستگی را داشت هواداران از خود می‌پرسیدند چه کسی می‌تواند بعد از این افتخارات او را تکرار کند؟

در دوره باب پیسلی ستارگانی همچون یان راش، کنی دالگلیش، گریم سوانس، آلن هانسن در تیم ظهور کردند.


پس از باب پیسلی، جو فوگان ۶۳ ساله مربیگری لیورپول را بر عهده گرفت. وی در اولین سال حضورش موفق شد با لیورپول سه جام مهم را فتح کند و لیورپول اولین باشگاه انگلیسی بود که به این مهم دست پیدا می‌کرد.

نام کامل:باشگاه فوتبال لیورپول
لقب ها:قرمزها (به انگلیسی: The Reds)، لکلک ها
بنیانگذاری:۱۸۹۲ توسط جان هولدینگ
ورزشگاه:آنفیلد
گنجایش:۴۵٬۳۶۲
مدیرعامل:جان دابلیو. هنری ، تام وارنر
کشور : انگلستان
لیگ:لیگ برتر انگلستان

تاریخچه باشگاه لیورپول به نگارشی دیگه:

آنفیلد یکی از ورزشگاه های فوتبال در ناحیه آنفیلد واقع در شهر لیورپول می باشد . ورزشگاه چهار ستاره آنفیلد خانه تیم لیورپل ، قهرمان 18 بار لیگ انگلستان و 5 بار جام باشگاه های اروپا است که علاوه بر بازی های لیورپول ، بعضی از بازیهای ملی انگلیس و اکثر بازی های باشگاه های معروف   بریتانیا در این ورزشگاه برگزار می شود .  استادیوم به خاطر جایگاه معروف کپ در ناحیه  جنوب غربی زمین در انگلستان و اروپا معروف است . هواداران پرشور  و دو آتشه لیورپول  در این قسمت از زمین مستقر می شوند که با سرو صداها ی فراوان و سرود های مهیج و با نشاطی که می خوانند باعث ترس و اضطراب در روحیه حریفان لیورپول می شوند ، در واقع هواداران جایگاه کپ مظهر تعصب و غیرت تیم به حساب می آیند که در سخت ترین و بحرانیترین شرایط ،تیم محبوب خود را تنها نمی گذارند . آنها همواره با سرود معروف خود (هرگز تنها نخواهی رفت...) به تیم در هنگام مسابقه روحیه می دهند ...

 

لیورپول در سال 1892 شکل گیری شد و بزودی به موفقیترین تیم در سطح باشگاهی در بریتانیا  تبدیل گشت  .  اما این شکل گیری از اورتون رقیب دیرینه لیورپول  آغاز شد . در سال 1882 اورتون مجبور بود که یک زمین  برای  بازی  در آن پیدا کند که در همین راستا با شخصی به نام جان هولدینگ در ساندن  آشنا شدند .  ابتدا اورتونی ها در یک زمین که در خیابان پریوری واقع بود فوتبال بازی می کردند تا اینکه ان ها مجبور شدند که زمین را ترک کنند و به جای دیگری بروند . در سال 1884 جان اررل که قطعه زمینی در خیابان  آنفیلد داشت ، موافقت کرد که این زمین را در اختیار هولدینگ بگذارد و هولدینگ هم این زمین را به باشگاه اورتون اجاره داد. از این به بعد اورتون صاحب خانه ای جدید شد و این همان آنفیلد بزرگ بود که اورتون اولین بازی خود را با پیروزی در این زمین آغاز کرد . با بالا  رفتن اجاره آنفیلد ، هولدینگ پیشنهاد داد که اورتون این زمین را بخرد اما پیشنهاد هولدینگ توسط اورتونی ها رد شد و همین باعث اختلافاتی بین سران باشگاه اورتون و هولدینگ شد که اررل نیز در نهایت از دادن زمین به اورتون سرپیچی کرد و سر انجام اورتون مجبور به ترک آنفیلد شد اما  پس از مدتی در زمینی به نام  گودیسون مستقر شد بنابراین یک زمین خالی روی دست هولدینگ و اررل باقی ماند که در سال 1892 هولدینگ با گروهی از اورتونی ها که از باشگاه رفته بودند تشکیل تیم جدید ی را به نام لیورپول داد تیم جدید،از این به بعد در آنفیلد بازی می کرد که اولین بازی دوستانه خود را در مقابل روترهام برگزار کرد و بازی را 1-7 به سود خود تمام کرد . از چهره های شاخص لیورپول آن زمان ، مک وین را می توان نام برد .

 جان مک کنا که خود یک اسکاتلندی بود با آوردن هشت بازیکن  حرفه ای اسکاتلندی تیم را متحول کرد . باشگاه اولین بازی رسمی خود را درلیگ لانکاس شایر در مقابل والتون هایر  تحت مربیگری  جان مکنا  آغاز کرد و  بازی را 0-8 به سود خود برد. باپیروزی های موفقیت آمیز درلیگ یک شروع رویایی ر ا درتاریخ خود رقم زد و به عنوان تیمی  شکست ناپذیر به سایر تیم ها معرفی شد که سرانجام در فینال همان لیگ در مقابل نیوتن هیس(منچستر یونایتد) به برتری رسید و در لیگ به قهرمانی رسید .حال علاوه بر اورتون رقیبی دیگر نیز از این به بعد با لیورپولی ها دشمنی  پیدا کرد .  جان مکنا با رهبری های هوشمندانه خود تیم را به سوی موفقیت پیش می برد بنابراین هواداران به او لقب وفادار را دادند .  اما در لیگ بعد  تیم درا نتهای جدول قرار گرفت و سقوط کرد . اما با یک روحیه قهرمانانه و محکم خود را دوباره به همان لیگ رسانید و در نهایت پس از هشت سال موفقیت های  پی درپی سرانجام در لیگ اول انگلیس در سال  1901 به اولین قهرمانی  خود رسید .  بذر این موفقیت توسط تام واتسون افسانه ای در سال 1896 رقم خورد .که مربی آن روز های لیورپول بود تأثیری که او گذاشت به هیچ وجه فراموش نشدنی است .

ببست سال بعد بک دوره موفقیت آمیز دیگر برای لیورپول بود . در سا ل 22-1921 و 23-1922 آنها بار دیگر قهرمان لیگ شدند که از  چهره های  شاخص آن دوره الیشا اسکات دروازه بان  تیم بود .

 در اواخر دهه20 لیورپول دچار افت فاحشی شد در حالی که رقیب دیرینه آنها اورتون بهتر بازی می کرد . تیم در آن زمان نیاز به تقویت اساسی داشت . در سال 1924 تیم بازیکان درجه یکی را در خود می دید که می توان به گوردون هاجسون اشاره کرد که برترین گلزن لیورپول در آن زمان به شمار می رفت تا اینکه در سا ل 1962 راجر هانت رکورد گل های او را شکست . هاجسون یکی از دو بازیکن آفریقای جنوبی بود که برای قرمز ها بازی می کرد .  دیگری بری نی وی بود که در سال 1933 به تیم پیوست و تا سال 1943 در تیم باقی ماند  در سال 1935 لیورپول با مت باسبی بازیکن منچستر سیتی قرارداد بست که بیش از  100 بازی برای لیورپول انجام داد . بعدها به او پیشنهاد مربیگری در آنفیلد داده شد اما او به منچستر یونایتد رفت .

در طول مدت جنگ جهانی دوم لیورپول پذیرای بازیکنانی تظیر بیل شنکلی بود. لیورپول با قهرمانی در لیگ شروع کرد .در زمان جنگ جهانی دوم بازیکنی به  نام بیلی لیدل در سال 1938  در باشگاه ظهور کرد که به سرعت محبوب هواداران گشت و به او لقب لیدل پول برای خیلی از سال ها را دادند . در خط حمله آتشین سرخ ها آلبرت استابین و لیدل و جک بلامر بازی می کردند که برای هر گونه تیمی خطرناک ظاهر می شدند . یکی از بازیکنان مشهور دیگر باب پیس لی بود . تیم فصل 47-46 را باقهرمانی پشت سر گذاشت اما در فصل بعد در میان تعجب خیلی ها در میانه های جدول جای گرفت .

در سال 1950 لیورپول برای دومین بار به فینال مسابقه FA Cup  رسید اما باز مثل فینال قبل با نتیجه 0-2 این بار به آرسنال  در ویمبلی باخت که این شکست در خاطره هواداران باشگاه تا مدت زیادی باقی ماند و آنها می بایست در حسرت اولین قهرمانی در این جام باقی بمانند .  

در دهه 50 لیورپول پرفروغ ظاهر نشد و نمایش بسیار ضعیفی داشت و همین باعث شد که  در سال 1954تیم به دسته 2 سقوط کند و مدت زیادی را در دسته دوم باقی بماند تا اینکه در سال 1962 دوباره به سطح اول فوتبال انگلیس برگشت . تیم در آن هنگام تحت رهبری بیل شانکلی برای موفقیت هایی که درسال های بعد انتظار آن را می کشید ،آماده می شد .

 

تیم درآن موقع شاهد حضور بازیکنی مهم به نام راجر هانت در خود بود .لیورپول در سال1964 دوباره لیگ را فتح کرد و  در سال 1965 اولین قهرمانی خود در FA CUP را جشن گرفت  و همینطور قهرمانی لیگ در سال 1966 به افتخارات خود رنگ و رونقی بخشید .بازیکن طلایی آن زمان کوین کیگان بود . لیورپول  با بیل شانکلی و پرنده های آنفیلد همجنان در اوج  ، پرواز می کرد. شنکلی در دهه 70 دست به ساختار ی گسترده در تیم زد که نتیجه آن قهرمانی در سال 1973 در لیگ بود در همان سال بود که لیورپول اولین جام اروپایی را دشت کرد  آن ها جام یوفا را بردند حال لیورپول بیش از پیش در اروپا شناخته شده تر به نظر می رسید   . در آخرین سال حضور شنکلی در تیم ، دومین قهرمانی در FA CUP از آن لیورپول شد . هواداران لیورپول هیچ گاه وی را از یاد نخواهند برد . 

 

در سال 1974 باب پیسلی در باشگاه که قبلاً به عنوان کمک مربی در کنار بیلی شنکلی فعالیت می کرد ،  به سمت مربیگری رسید .در دوره مربیگری او  لیورپول یکی از دوران پر فروغ خود را سپری می کرد. او تا سال  1983 مربی لیورپول بود که در این 9 سال یکی از موفق ترین مربیان لیگ در انگلیس شناخته می شد که تنها در فصل اول حضور او در لیورپول ، تیم بدون عنوان بود  اما او در سال 1976 لیورپول را به قهرمانی در لیگ انگلیس رساند . تیم تحت رهبری او توانست جام یوفا را برای بار دوم در همین سال از آن خود کند : همینظور تکرار قهرمانی در لیگ در سال 1977 و فتح جام باشگاه های اروپا برای نخستین بار در تاریخ باشگاه رقم خورد و  شهر لیورپول درسال 1977 غرق در شور و شادمانی شد .در بازی فینال که در رم برگزار  شد لیورپول با نتیجه 1-3 بورسیا مونشن گلاد باخ را شکست داد و قهرمان شد . در این بازی کوین کیگان آخرین بازی خود را برای لیورپول انجام داد که بعد از آن کنی دالگلیش جای او را گرفت .

 

در سال 1978 لیورپول از عنوان قهرمانی خود در جام پاشگاه های اروپا دفاع کرد و برای دومین بار پیاپی جام را از آن خود کرد که در بازی فینال با تک گل دالگلیش اف ث بروژ را از پیش رو برداشت و جام را به آنفیلد آورد .

                              

 در سال های 1979 و 1980 تیم به دو قهرمانی پیاپی در لیگ رسید . به طور کلی می توان گفت در دهه هفتاد انگلیس و اروپا ، جولان گاه  یکه تازی تیم لیورپول  بودند . در سال 1981تیم پیسلی برای سومین بار قهرمان اروپا شد و این بار رئال مادرید را با تنها گل الان کندی مغلوب کرد و پادشاه اروپا شد در طول بیست سال اخیر هیچ تیم انگلیسی سابقه 3 بار قهرمانی در اروپا را نداشت . آن ها سه سال پشت سر هم در جام اتحادیه لیگ انگلیس قهرمان شدند . ضمناً دو بار پیاپی نیز به عنوان قهرمانی در لیگ اول انگلیس رسیدند (سال های 1982و 1983 )

 

ازستارگان آن دوره یان راش بازیکن ولزی تیم بود . زمانی که باب پیسلی قصد بازنشستگی را داشت هواداران  از خود می پرسیدند چه کسی می تواند بعد از این افتخارات او را تکرار کند ؟ 

در دوره او ستارگانی همچون یان راش ،کنی دالگلیش ، گریم سوانس، آلن هانسن  در تیم ظاهر شدند .

 

 پس از باب پیس لی جو فوگان 63 ساله مربی گری لیورپول را بر عهده گرفت . وی دراولین سال حضورش موفق  شد با لیورپول سه جام  مهم را فتح کند و لیورپول اولین باشگاه انگلیسی بود که به این مهم دست پیدا می کرد .





نوع مطلب : تاریخ چه باشگاه ها، 
برچسب ها :
شنبه 8 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد حسن زاده

جوک ورزشی

خبرنگار: چرا قبل از هر بازی به حمام می روی؟
فوتبالیست: برای اینكه گلهای تمیز بزنم.!!!!

فرستنده : Shahab

 

جاسم میگه عجیبه! میگن چی عجیبه؟ میگه 100000 تا تماشاگر ، 22 تا بازیکن ،3 تا داور! میگن این کجاش عجیبه؟
میگه گنجیشکه همرو ول کرده سر من کار خرابی کرده !

فرستنده : نادر

 

به غضنفر میگن تو طرفدار كدوم تیم فوتبال هستی؟ میگه قربون جدش برم آسد میلان!!

فرستنده : سید شمسی پور

 

جاسم تو مسابقه دو دوپینگ میكنه،‌ ازقضا آخر میشه!
رفقاش میپرسن: بابا چرا آخر شدی؟‌میگه: آخه نمیخواستم بهم مشكوك شن!

فرستنده : مجتبی

 

آخرین فیلم در حال ساخت سینمای ایران: زندگی پیامبران با حضور افتخاری علی دایی در نقش حضرت نوح !!!

 

لباس و کفش کره‏ای که میپوشیم، ماشین کره‏ای که سوار میشویم، سیگار کره‏ای که می‏کشیم، تلویزیون و کامپیوتر و یخچال و ماشین لباسشویی‏مان هم که کره‏ای است، جومونگ و یانگوم را هم که بیشتر از رستم و رودابه می‏شناسیم؛ بیایید این تیم کره جنوبی را هم بعنوان تیم ملی بپذیریم! باشد که از جام جهانی 2010 بیشتر لذت ببریم

فرستنده : boybahal

 

پیش بینی غضنفر در مورد جام جهانی 2010 : به نظر من تو جام جهانی ایران شانسی نداره و خارج قهرمان میشه !

فرستنده : Hivand

 

کمیته ماست مالی گندگاری ها در مورد باخت تیم ملی فوتبال اعلام کرد:مهم نتیجه نیست مهم برد و باخت نیست مهم نشان دادن استقلال و تمامیت ارضی و اثبات حق مسلم مردم همیشه در صحنه در تمام میادین می باشد!!!

فرستنده : Ali

 

ترکه میره بدنسازی، مربی بهش میگه وقتی بیایی هفته اول بدنت درد میگیره. ترکه میگه پس من میرم هفته دوم میام

 

سال دوهزار و پنجاه ...بیست نهمین دوره جام جهانی ...میزبان بازی ها افغانستان .... گزارشگر نوه عادل فردوسی پور ...توپ پس از برخورد به مجسمه علی دایی به بیرون رفت ... چه میکنههههههههه!!!

فرستنده : ramin

 

از عابدزاده میپرسن چرا وقتی سرود ملی میخونی میخندی؟میگه آخه اگه شما باشید یه نفر بغلت وایسه بگه سلزده است افق.... نمیخندی

 

از علی دائی میپرسن: تیم فوتبال ایران برای حضور در مسابقات جام جهانی چه کار اساسی باید انجام بده؟
علی دائی: من تصور میکنم بهترین کار خرید بلیط مسابقات باشه

فرستنده : Parisa Fanii

 

ورزش کاران عزیز با شمارش من شروع می کنیم .1،2،3، وچرخ و چرخ.

 

یارو بادی بیلدینگ‌کاره سرش میخوره به میله‌ی وسط اتوبوس، جا به جا ولو میشه كف اتوبوس. بعد از چند لحظه، چشماشو باز میكنه میبینه ملتی كه واستادن بالا سرش میله رو گرفتن، میگه: ولش كنین ببینم چی میگه!

 

به غضنفر یه توپه فوتبال نشون میدن میگن این چیه میگه اونقدرها هم كه دیگه خر نیستیم معلومه دیگه این زمین شطرنجه !





نوع مطلب : مطالب طنز، 
برچسب ها :
جمعه 7 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد حسن زاده
س ام اس عاشقانه

روز اول كه سر زلف تو را دیدم به خودم گفتم پریشانى این سلسله را آرام نیست

 

چطور متوجه بشیم که تنبل هستیم:
1- درس نخوندن در طول روز
2- احساس پشیمانی شدید
3- درس نخوندن در طول شب

 

/////////////////// ////////////// /////// اینا بارونه فرستادم پژمرده نشی چون خیلی گلی

 

هروقت حس كردی تمام درهابرویت بسته شده ودلت پرازقه هست دست ها تو تاجایی كه میتونی بالا ببر وبا تمام قدرت !!!!!! بزن تو سرت

 

روزهای دورازتوراهرگز نخواهم شمرد تاهمیشه بگویم همین دیروز بودكه باهم بودیم

 

سوال گزینه ای : اگر مادر زن و یا زن شما در حال غرق شدن باشند و شما فقط یک حق انتخاب داشته باشید میروید سینما ؟ یا رستوران !؟

 

از سخنان قصار حیف نون : هر چی کمتر بهش بیشتر فکر کنی ، بیشتر دردش کمتر میشه!

 

س ام اس شب امتحان یه احمقی یه درسی اختراع میکنه هزار تا عاقل نمیتونن پاسش کنن!!

 

میدونی چی از صدتا فحش بدتره ؟؟ اعتبار شارژ سیم کارتت ۱۰۸۵۰۰۰ ریال باشه،اونوقت برات یه پیام به متن زیر بیاد: مشترک گرامی شما برنده ۱۰۰۰ریال اعتبار رایگان شده اید !

 

 

هیچ وقت حسرت چیزایی رو که نداری نخور مثه عقل، فهم، شعور، درک، انسانیت ،شخصیت، خوشگلی حالا اونایی که دارن مثلا کجا رو گرفتن !؟

 

امشب ای ناز، چه دلتنگ نگاهت شده ام / باز ای مونس جان چشم به راهت شده ام برق چشمان تو امشب به سکوتم خندید/ چونکه دیوانه ی آن چهره ماهت شده ام

 

دعای بعد از نماز غضنفر : خدایا ما را تا نمرده ایم از دنیا مبر !

 

پاشو جیش کن بعد بخواب.(سازمان دخالت در تمام امور کشور)

 

تبلیغ زمزم به سبك عربی: عبود: ولك جاسم كوكاكولا میخوری؟ جاسم: آره میخورم عبود: گوه میخوری باید زمزم بخوری.

 

گذشته های دور راخواهم بخشید! زیرا آنان همچون کفشهای کودکیم نه تنها برایم کوچکند , بلکه با انها از برداشتن گامهای بلند عاجزم...





نوع مطلب : اس ام اس های گوناگون، 
برچسب ها :
پنجشنبه 6 مرداد 1390 :: نویسنده : محمد حسن زاده

جوک جدید

بیکاری، چرا؟
آیا دچار نقص مادرزادی تکثر خنده هستید؟
بیش فعالید؟
مریضید؟
با یک تماس مجری رادیو شوید !

 

غضنفر با یك سرهنگه سوار هواپیما میشن . غضنفر رو به سرهنگه می كنه میگه ببخشید شما گروهبانید؟ سرهنگه میگه نه
غضنفرهمین سوال رو چند بار می پرسه. آخر سرهنگه خسته میشه میگه بله بابا من گروهبانم . غضنفر میگه پس چرا لباس سرهنگارو پوشیدی ؟!!

 

یزدیه تلویزیون میخره، فرداش کنترلشو پس میاره به صاحب مغازه میگه: بیا حاج آقا این ماشین حساب توش بود، مال حروم بهمون نمیاد.

 

غضنفر با پسرش بانک می زنن و فرار میکنن میرن داخل یه استادیوم شروع میکنن دور زمین فوتبال دویدن، بعد از دو دور پلیس میرسه، پسره میگه: بابا پلیس‌ها رسیدن چی کار کنیم؟ غضنفر میگه: نگران نباش اونا هنوز دو دور عقبن !

 

وزیر صنایع طی یک نشست خبری صبح فردا اعلام خواهد کرد:
ایران به زودی خودروی اسلامی می سازد؛ که مشخصات این خودرو طبق استانداردهای ملی و اسلامی اینگونه خواهد بود:
هنگام حرکت صلوات می فرستد
اگر سرعت از ۸۰ بالاتر برود آیة الکرسی می خواند
در صورت بروز حادثه ، فاتحه می خواند !
موقع سوار شدن زن نامحرم صیغه میخواند !!!

 

به غضنفر میگن اگه دنیا رو بهت بدن چكار می كنی ؟ میگه بی شعور من زن دارم !

 

دختره داشته بافتنی می‌بافته، یه بوی بدی هم میومده
بهش میگن: این بوی بد مال چیه؟
جواب میده: مامانم گفته یکی از زیر، یکی از رو، یکی ول کن!!!

 

متن كارت عروسى به سبک سنتی :
شروع مراسم از ساعت 6 تا هر وقت كه دعوا شد....

 

پیام love مشهدى:
مدنى الان چى حال مداد؟
حال مداد تو اینجه بودى و مو از پشت سر میومدوم و موگفتم پخ ! بعد تو مترسیدى... مو موگفتم نترس... مویوم عشقت

 

جواد با لباس تو رودخونه بوده ازش میپرسن چكار میكنى؟
میگه: لباسامو میشورم
میپرسن: تو خونه ماشین لباسشویى ندارین؟
میگه: داریم ولى وقتى میرم اون تو سرم گیج میره

 

غضنفر با زنش میرن پیك نیك. زنش میگه: بشینیم زیر اون درخت. غضنفر میگه نه! همین وسط جاده امن‌تره! زود پتو رو بنداز!
زنش میگه: آخه اینجا ماشین میزنه بهمون! ولی غضنفر با اصرار وسط جاده پتو رو پهن می‌کنه و دو نفری می‌شینند وسط جاده! بعد از مدتی یه كامیون میاد طرفشون هر چی بوق میزنه، اونا از جاشون تكان نمیخورن، كامیونه هم فرمونو میپیچونه میره تو درخت.
غضنفر به زنش میگه: دیدی گفتم وسط جاده امن‌تر! اگه زیر اون درخت بودیم الان هر دومون مرده بودیم!

 

به غضنفر میگن: توی عمرت، سخت‌ترین كاری كه كردی چی بوده؟
میگه: پر كردن نمكدون!
میگن: چرا؟
جواب میده: آخه سوراخ‌هاش خیلی ریزه

 

جشنواره فیلمهای ایرانسل: من ترانه دیگه شارژ ندارم، در جستجوی آنتن، چند میگیری اس.ام.اس ندی؟؛ شبا آنتن نمیده آیدا

 

به حیف نون میگن : میتونى نقش یوسف روبازى كنى؟
میگه والله همه چیو بلدم فقط میترسم نتونم روى زولیخارو زمین بندازم !

 

از غضنفر میپرسن: خدا رو میشناسى؟
میگه: وقتى رفت و آمد نباشه از كجا بشناسم!؟





نوع مطلب : مطالب طنز، 
برچسب ها :


( کل صفحات : 17 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

http://www.tamilsfront.net/files/mouse.ani"); }